بازدید از برج میلاد و ...
توی این مدتی که دایی مجید ایران بود، به الینا حسااابی خوش گذشت.تقریبا هر روز، ازپارک و شهر بازی گرفته تا موزه و یک سری گردشگری های دیگر! به لطف دایی مجید عزیزم ، یک ماه و اندی الینا روی ابرها سیر میکرد.متاسفانه به دلیل اینکه کارمند هستم، خیلی جاها رو همراه الینا و دایی نبودم و عکسشون رو ندارم چونکه گوشی داییم سیستم بلوتوث نداشت و عکسا موند برای خودش
فقط یکی دوجایی که با هم بودیم رو به تصویر میکشم...یک شب تصمیم گرفتیم که برای صبحانه روز بعد بریم برج میلاد...وا ی وای که الینا انقدر توی برج شیطونی کرد و از دیوار راست و کج بالا رفت، که از اون همه غذای رنگارنگ تقریبا هیچی نصیبم نشد...خداییش وقتی برگشتم خونه گرسنه گرسنه بودم
الینا و دایی حمید

تماشای شهر باتعجب!

خوراکی مورد علاقه الینا، فقط آب


بدون شرح...

فرار و فرار و فرار و بارهااااادور زدن رستوران

تماشای فواره ها

و طاووس خوشگل که به افتخار ما حرکات موزون انجام میداد!

وبعدش خسته و کوفته برگشتیم خونه ! چند روز بعدش هم به مناسب گودبای پارتی دایی مجید رفتیم فست فود خوری

شیطنت های دایی جان

دایی گلم 30 اردیبهشت برگشت به آمریکا و دلم یه ذره شده براش
انشالله روزا ی فراق زودی بگذرن و مجددا دیدارها تازه بشه
مخلص همگی هستیم



بازدید از برج میلاد و ... 



